مهدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ مهدی
آرشیو وبلاگ





Powered by WebGozar

CDC Vital Signs™ – Learn about the latest public health data. Read CDC Vital Signs™…
      م.غنچه ()
  نویسنده: مهدی - ۱۳۸٤/۱۱/۱٥

وقتی بيايی

قدم از قدم بر نخواهم داشت

                                     پلک نخواهم زد

                                                        نفس برون نخواهم داد

 و آنگاه که قلبم سينه ام را می شکافد

                                                  آه نخواهم گفت.........................

                                                                                            

  نظرات ()
  نویسنده: مهدی - ۱۳۸٤/۱۱/٧

آنقدر عاشق اين متن شده ام که درمقابل کپی کردن آن از وبلاگ اکرم (خواهرم )طاقت از دست دادم و آنرا سرقت ادبی کردم .

بازيگرنقش اول 
قفسم را مي گذاري در بهشت تا بوي عطر مبهم دوردستي مستم كند،تا تنم را به ديوارها بكوبم ،تا تن كبودم درد بگيرد و درد نردباني است كه آن سويش تو ايستاده اي براي به آغوش كشيدنم ،اما من آدم متوسطي هستم و بيش از آنچه بايد خودم را درگير نمي كنم در بهشت هم حسرتم را فقط آه مي كشم تن نمي كوبم به ديواره ها كه درد مرا به تو برساند.
قفسم را مي گذاري در بهشت تا تاب خوردن برگها ،تا سايه هاي بي نقص درختان انبوه ديوانه ام كند ،تا دست از لاي ميله ها بيرون كنم ،تا دستم لاي ميله ها زخم شود و زخم دالاني است كه گه در پايانش تو ايستاده اي براي در آغوش كشيدنم اما من آدم متوسطي هستم و خودم را درگير نمي كنم .در بهشت هم هوسم را فقط نگاه مي كنم و دستم را زخمي هيچ آرزويي نمي كنم .
با من چه بايد بكني؟مني كه به ميله هايم ،به فضاي تنگم ،به ديواره ها ،به تاريكي آنچنان مانوسم كه اگر هم بگشايي ،پر نخواهم گشود.بالهايم چيده نيست ،پايم بسته چيزي نيست كه نيازي به اين همه نيست!!!!
در من خاطره مرده ،آبي رنگ امسال نيست و واژه آسمان مرا به ياد هيچ چيز نمي اندازد.من صحنه را سال هاست كه ترك كرده ام.
صحنه آماده بود گفتي:تماشاگران بنشينند.رديف به رديف ،صف به صف ،تماشاگران نشستند رقباي من كه پيش ازمن براي نقش اول انتخابشان كرده بودي و نتوانسته بودند و نكشيده بودند ،نشستند،چشم دوخته بودند به صحنه و من پشت پرده چه حالي داشتم!!!
كوه ها سردرهم پچ پچ كنان،درياها دامن در دامن غرش كنان،فرشته ها بال در بال به آسمان،آن بالا نخوت از چشمهايشان مي باريد و هيچ كدام باور نداشتند كه كسي بتواند كه كسي نقش اول داشته باشد .
وقتي كه آنها باختند ،وقتي كه آنها نتوانستند
گفتي:”وقتش نزديك است آماده باش“ گفتم:«نه تنها من ،نه فقط آن ها كه آن سويند ،تو حتي خودت هم مي داني كه مي افتمِ»
‹ ولم نجد له عزما›
گفتي : مي دانم آنچه نمي دانند پس آماده رفتن باش
يادم هست كه گريه كردم شايد براي اولين بار .گفتي:پرده بالا رفته است اما من هنوز گريه مي كردم.
كوه گفت :اين كوچك ؟ آسمان گفت:اين فرودست؟ فرشته ها گفتند :اين خون ريز؟ و تو حتي گفتي : اين ستمكار نادان.
من ايستاده بودم آن وسط ،رو به روي همه ذراتي كه براي من آفريده شده بودند و كنجكاوانه سرك مي كشيدند تا بدانند چرا برترم؟؟؟
ايستاده بودم آن وسط،خيلي ترسيده بودم .خودم حتي نمي دانستم ظالم و خون ريزم ،فراموشكارو عجول يا آن چيز ديگري كه فقط او مي داند.
ايستاده بودم تا روح دميده در مرا تماشا كنند .شرم جوي جوي روي پيشاني ام عرق مي كرد.شرم نقشي كه مي دانستم توانش در من نيست.
نمايشي كه مي دانستم كارمن نيست ‹لم نجد له عزما› در من تكرار مي شد.
هزاران بار! و نمي فهميدم چرا با من چنين مي كند .اگر دوستم مي دارد تماشاي حقارت من و فروافتادنم آيا لذتي دارد؟
و نيشخندهاي تمسخر بود كه از لبهاي ذرات مي باريد.حتي فكر كردم اين بازي است.
فكر كردم مهره بازي شده ام .براي اين كه بقيه بخندند . كه نبود وصدايت آمد كه گفتي:
‹‹بار را بگذاريد››
ناگهان شانه هايم سنگين شد.نفس در سينه ذرات هستي حبس بود.رنجي مشترك را عرق مي ريختم ،زانوانم آماده تا شدن بود و فروافتادن .
گفتي:حالا بيا! و عجب بود كه گفتم : لبيك !!!
ذرات خيره خيره مرا مي پاييدند .نفس در سينه همه ذرات هستي حبس بود.
راه افتادم كه بيام و همان لحظه زانوانم شكست و خاك را لمس كرد.افتاده بودم آيا؟تمام شده بودم ؟ رد شده بودم ياهنوز نمايش ادامه داشت؟
زانوانم را آهسته از خاك جدا كردم .دوباره برخاستم وبارهنوزآن جا بود،روي شانه هاي ترد من ! عجيب بود چون تا ايستادم نفس ها آزاد شد و ذرات فرياد زدند:
تبارك الله احسن الخالقين
من گيج بودم .كجاي اين منظره رقت آور اين همه باشكوه بود كه بر چشم ها و لب ها حيرت و تحسين نشسته بود؟
عجب بود كه تو دوباره گفتي :بيا و عجيب تر آن كه دوباره گفتم :‹‹ لبيك››
و باز مثل مورچه اي زير سنگين نان بزرگتر از دهان خويش افتادم وبرخاستم .باز همهمه شد كه تبارك ا... و من لاي همهمه ها ،صدايت را شنيدم كه به همه شان گفتي:
اين بود .مي دانستم و گيج تر شدم!!!
افتادنم را مي دانستي يا برخاستنم را ؟
نقش اول نمايشت همين بود،همين كه با اين كه مي دانم مي شكنم بار را بر مي دارم؟
همين كه مي افتم باز بر مي خيزم؟
همين كه با تن نحيفي كه هيچ تناسبي با كوه ندارد مي گويم ‹‹ لبيك››
همين شكوه رنج سترگ من؟ ...
تماشاچيان هنوز نشسته اند درست همانجا .ولي من سالهاست صحنه را ترك كرده ام .
گريخته ام .آخرين باري كه افتادم ديگر برنخاستم.
و تو مدام صدايم مي كني كه بيام جلو،كه صحنه را تمام كنم ولي من !!!؟؟!!
حالا هر رمضان قفسم را مي گذاري در بهشت تا هوس برخاستن و پريدن كنم .هر رمضان صدايت را بلندتر مي كني ،بلند بلندتر و من ...
پيش تر پيش تر پشت پرده پنهان شدم .
واي بر من... مني كه هيچ مولاي كريمي را بر بنده زشتكارش صبورتر از تو بر خودم نديدم . 

  نظرات ()
مطالب اخیر بیرجند success روشهای مطالعه !!! "گوشت قربانی"بنام "مردم" Quizlet.com چند نکته در مورد رینوپلاستی تغییر رنگ و اندازه خال های پوستی فیلترشکن آموزش بدون کاغذ Paperless education فساد اقتصادی
کلمات کلیدی وبلاگ quizletcom (۱) بازسازی پستان (۱) بوتاکس (۱) بیماریهای ناخن (۱) پستان زیر بغلی (۱) پیوند نای (۱) تحریم های امریکا علیه ایران (۱) تست های روانشناسی (۱) تنگی مجرای ادرار (۱) توده زیر بغل (۱) تومور مارکر (۱) جراحی انکوپلاستیک (۱) جراحی پلاستیک و ترمیمی (٢) جراحی کیسه صفرا (۱) جوانسازی صورت (۱) حسین (۱) ختنه (۱) ختنه با حلقه (۱) ختنه نوزادی (٢) خطاهای پزشکی (۱) خورخه لوییس بورخس (۱) داستانک (۱) درد (۱) درد ناحیه مقعد (۱) درد ناحیه ناف (۱) درسهایی از انتخابات ریاست جمهوری دهم (۱) درم ابریژن (۱) رادیو (۱) راز (۱) رفع چین و چروک صورت (۱) رنج (۱) سایت پزشکی (۱) سرطان ریه (۱) سلولهای بنیادی (۱) سنگ کیسه صفرا (۱) سوختگی (٢) سوختگی با بنزین (۱) سینوس پیلونیدال (۱) سینوس مویی (۱) شعر (۱) شقاق مقعد (۱) شکاف کام (۱) شکستگی استخوانهای صورت (۱) شکستگی فک (۱) شیوع (۱) صلح مسلح (۱) طولانی ترین خورشید گرفتگی قرن (۱) عدالت (۱) عشق (۱) علایم بیماری (۱) فتق (۱) فجایعی (۱) فواید ختنه (۱) فیشر آنال (۱) فیشر مقعد (۱) لاپاراسکوپی (۱) لایه برداری پوست (۱) لب شکری (۱) ماموپلاستی (۱) مبارزه با دخانیات (۱) مذهب (۱) مرگ (۱) معرفی کتاب (٥) ملانوم (۱) موفقیت (۱) میکردودرم ابریژن (۱) میکرودرم ابریژن (۱) ن والقلم (۱) ناخن در گوشت رفته (۱) ناف (۱) نای (۱) نتیجه جراحی زیبایی (۱) نکات مهم سلامتی (۱) هرنی (۱) کدام متخصص (۱) کرم ضد آفتاب (۱) کوتاه کردن ناخن (۱) کیست مویی (۱)
دوستان من پزشكي الكترونيك Medscape میقات فردوس اطلاعات ورزشهای رزمی و دفاع شخصی(آقای جعفر صباحی راد) وبلاگ کلاس اولی ها شکر خند(تجربه مادر یک کودک مبتلا به لب شکری) کتابکده دکتر قاسم کیانی مقدم http://quizlet.com اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من
google-site-verification: googleb27c4928a28eed53.html