سه دانشمند فرانسوي كه در احضار روح تبحر داشتند تصميم گرفتند تا با احضار روح چند تن از مردگان از جهان پس از مرگ اطلاعاتي كسب كنند.ليكن روح هركس را احضار ميكردند و از وي ميخواستند تا بگويد رد سراي باقي چه ميگذرد موفق نمي شدند و ارواح مزبور هراسان و ناپديد مي شدند .آنها براي حل اين مشكل با هم هم قسم شدند كه هركدام كه زودتر فوت نمود آن دو نفر ديگر روح او را احضار كنند و روح متوفي نيز هرآنچه راجع به جهان پس از مرگ ميداند به آن دو نفر ديگر بگويد....مدتي گذشت و يك نفر از آنها فوت نمود .دو نفر ديگر جايي نشستند و بر طبق عهد خويش روح دوستشان را احضار كردند،اما در مقابل اين سوال كه در آن جهان باقي چه خبر است باز هم روح دوست متوفايشان الكن ماند...بالاخره پس از پرسش و اصرار فراوان روح متوفي گفت: ببينيد ، قضيه اين نيست كه من نخواهم به شما بگويم در اين جا چه خبر است بلكه هر چه سعي ميكنم كه اوضاع اينجا راتوصيف كنم ميبينم با كلمات زميني امكان اين كار وجود نداردو به هيچ وجه آنچه من بگويم براي شما قابل درك نيست.بنابر اين باز هم اوضاع جهان پس از مرگ براي آنان چون رمزي باقي ماند.

در تشبيه آن جهان و اين جهان ميتوان گفت كه صحبت از آن دنيا براي ما درست مانند اين است كه بخواهيم به يك جنين كه در دنياي تاريك رحم مادر است راجع به رنگ ها ي متنوع اين دنيا،راجع به سرما و گرماي زمستان و تابستان،راجع به درخت ،كوه ،پرنده و مانند ان صحبت كنيم ......

خدا همه ما را عاقبت به خير كند.....

قل ان الموت الذي تفرون منه فانه ملاقيكم

/ 0 نظر / 9 بازدید