فكر ميكردم برای يك جراح كه بر بالين بيمار ايستاده و بايد اقدامی برای درما ن بيمارش بكند مهمترين مرحله در درمان چيست ؟داشتن اطلاعات علمی كافي؟داشتن تجربه زياد؟مهارت دست؟.......همه اينها مهم است ...اما يك نكته بدون شك اساس همه اينها است و آن گرفتن تصميم است.(To make a Decision).كه چه بكند ؟كداميك ازاطلاعاتش را بكار بندد؟بر كدام تجربه تكيه كند ؟كدام تكنيك را بكار گيرد ؟ تا در نهايت بيمار نجات يابد.

اما آيا مگر زندگی نيز اينگونه نيست ؟مگر زندگی ما چيزی جز سلسله پيوسته ای از تصميم هاست ؟مگر همين تصميم ها نيست كه مسير ما را دراين دنيا مشخص ميكند ؟ بی شك در آن دنيا نيز تصميم های امروز ما موثر خواهند بود ......ما گريزی از تصميم گيری نداريم .شايد اگر آدم ابو البشر آن تصميم عجيب را نميگرفت و دست به ميوه ممنوعه نميبرد و البته اين قضيه در نسل های بعداز او هم تكرار نميشد اكنون همه ما متنعم بوديم ازچيزهايی كه بايد برای رسيدن به آن هزاران تصميم بگيريم .خير را از شر جدا كنيم .دنبال را ه درست برويم و دراين ميان چه بسيار از ما كه اشتباه كنيم وچه بسا كه يكی از همان فرزندان  آدم كه نام قابيل بر خود گذاشته فرزند ديگری به نام هابيل را سر به نيست كند .وچه بسا كه يكی يزيد شود و سر حسين را بر دار برد ......و از اين قبيل بسيار كشتارها كه براه افتاده است و چه نسل كشی ها كه بشر شاهدش بوده است و چون به سر منشاء همه آنها بنگريم آيا جز به تصميم اوليه آدم ابو البشر ميرسيم .....!!!!

/ 1 نظر / 11 بازدید
ali

ولی تصمیمات ما مهم تر از تصمیم آدم است.چون ما با کوشش میتوانیم به بهشت برسیم اما جان رفته هرگز به تن باز نمی گردد.