کافه پیانو

بیشتر از ده بار برایش گفته ام که هر وقت به یک کارخانه ی کود سازی فکر می کنم توی مغزم یک گاو خیلی بزرگ مصنوعی می بینم که چشمهایش از زور درد ؛زده بیرون و یک بند یعنی بدون اینکه استراحتی تنفسی در کار باشد،از ما تحت بلا زده اش ، پهن های بسته بندی شده ی صد کیلویی می افتد بیرون.

که هیچ تزیینی هم ندارند وهمه هم ،شکل هم اند.یعنی نمیدهند یک کسی بنشیند و کیسه ها را طوری طراحی کند که خوشگل به نظر برسند.

و این ؛ مال این است که لابد پیش خودشان فکر می کنند دهاتی ها خوشگلی سرشان نمی شود یا لیاقتش را ندارند. در حالی که یگ گاو یا گوسفند واقعی؛ هیچ کدام از دو پهن های شان ریخت هم نیست . هرچند که خیلی هم به نظر شبیه هم باشند .و هرکدام شان برای خودشان یک جور قشنگی دارند.....

از کتاب :"کافه پیانو"  نوشته :فرهاد جعفری     نشر چشمه

/ 0 نظر / 17 بازدید