معرفی کتاب

چند روز قبل کتاب "زندانی 3951، جرم مهریه" را خواندم. این کتاب که توسط م.ل.خانیکی نوشته شده است خاطرات نویسنده در دوره زندان را بازگو میکند .دوره ای که نویسند ه به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه مجبور به گذراندن زندان میشود.

نویسنده خاطرات دوران زندان را با نثری زیبا و روان بازگو می کندو تصویری بسیارزنده و کامل از فضای زندان و ماجراهای آن به دست میدهد.در این خاطرات البته هم نکات آموزنده و هم حوادث تلخ و شیرین رخ میدهد.از دید دیگر اما نویسنده سعی میکند به مشکلاتی که مهریه برایش ایجاد کرده بپردازد و بدین وسیله سایرین را نیز در موردمشکلاتی که میتواند از جانب مهریه برایشان ایجاد شود آگاه سازد ونیز سعی میکند نقایص قانونی را بیان کند. البته میتوان این کتاب را با دید بسیار ساده تری به عنوان یک نوع انتقام گیری نویسنده از همسر مطلقه اش نیز ارزیابی نمود!!

اما به نظر من زیباتر از متن کتاب مقدمه آن است که دکتر محمد حسین پاپلی یزدی برای این کتاب نوشته است .دکتر پاپلی در این مقدمه به مسایل قانونی مربوط به مهریه می پردازد. در جایی از این مقدمه میخوانیم:" من مثل خیلی ها میخواهم بدانم در بین پیامبران از حضرت آدم تا حضرت خاتم(ص) کدامشان 500 سکه طلا مهریه زنشان کرده اند.دربین پیامبران هیچ کدامشان به اندازه حضرت سلیمان ثروتمند نبوده اند.آیا همین حضرت سلیمان پیغمبر_پادشاه 500 سکه طلا مهر ملکه صبا کرده است؟ من نمی دانم ولی فکر می کنم نکرده است.." و یک پیشنهاد زیبا از دکتر پاپلی در مورد مهریه:" هرکس زن میخواهد بایدمهر را نقدا (مقصود در همان بدو ازدواج !!)بپردازد. آن وقت دختر میشود چند سکه؟!!!!"

به نظرم این کتاب به یک بار خواندنش می ارزد.به ویژه برای پسران جوان در آستانه ازدواج.این کتاب در 96 صفحه در سال 1390 توسط انتشارات پاپلی و به قیمت 2000 تومان منتشر شده است.

/ 3 نظر / 6 بازدید
محمد دهقان

سلام آقای دکتر و خسته نباشید بابت ارائه این مطلب از جنابعالی متشکرم کاش فرصتی می شد تا این کتاب را به تناسب شغلی مطالعه می کردم . من همین نزدیکی هستم . ممنون میشم اگه کتاب را امانت در اختیارم بذارین . مانا و سرافراز باشید 09158343099

میقات فردوس

سلام آقای دکتر خسته نباشید میشه کتاب رو از طریق رابطمان برایم بفرستید ممنون میشم اگه کتابهای تاریخی هم دارید خیلی دوست دارم من که کتابی در خور شما ندارم التماس دعا

گیلی خانم

چه پیشنهاد جالبی!!!خوشمان آمد!!! اشکمان درآمد!! دم حاج آقا گرم!!! بدبخت شدیم رفت!حالا نمی شد یواشکی دره گوشمون می گفتین تو کتاب نمی نوشتین ؟ خدارو صد هزار مرتبه شکر اقایون ما کتاب خون نیستند واز این پیشنهادات ارزنده بی خبرند!! وگرنه باید یه چیزی هم دستی می دادیم تا یکی بیاد مارو بگیره!!!