دشمني ايران و امريكا

پس از قريب به ۲۸ سال قطع رابطه امريكا و ايران ،اكنون اين سوال مطرح ميشود كه از اين قطع رابطه و دشمني چه كساني سود برده اند و كدام كشورها متضرر شده اند .شايد در سالهاي اول اين قطع رابطه توجيه داشت و اجتناب نا پذير بود ليكن به نظر ميرسد با گذشت زمان تنها بازنده بازي در اين ميان ايران است.از گرده  اين دشمني ديرينه ايران و امريكا ،يهوديان در اسرائيل چه باج خواهي كلاني كه از امريكا نكردند.در همسايگي خودمان كشورهايي چون تركيه و امارات آباد شدند.كشورهاي آسياي ميانه اهميت استراتژيك پيدا كردند،اما آنچه نصيب خود ايران بود جز دشمني و عقب ماندگي از قافله جهاني چه بود؟

آيا نميتوان ابر قدرتي امريكا را باور داشت ليكن با اين كشور بر سرميز مذاكره نشست و درعين حال به باج خواهي هاي بي حدش نيز تن نداد؟آيا انكار يك واقعيت به معناي غير واقعي بودن آن است؟اگر چشم بر خورشيد ببنديم به معني آمدن شب است؟درست مانند همين اتفاق در فلسطين نيز براي گروه حماس در حال رخ دادن است .اين گروه ميخواهدبراي فلسطينيان احقاق حق كند و داد را از بيدادگران اسرائيل بستاند ليكن حاضر نيست اسرائيل را به رسميت بشناسد!!!! آيا به رسميت نشناختن اسرائيل به معناي عدم وجود آن است؟

براستي سياست دنياي عجيبي است و گاه سياستمداران ساده ترين راه را برميگزينند كه همان پاك كردن صورت مسئله است؟اسرائيل را به رسميت نميشناسيم ،پس بنابر اين دليل هم ندارد كه با كسي بر سر ميز مذاكره بنشينيم !!دراين ميان تنها سر ملت هااست كه سالها همچنان بي كلاه مانده است...

/ 0 نظر / 16 بازدید