مرد خسته و از رمق افتاده به آنچه در دستش بجای مانده بود نگاه ميکرد و سپس چشم به پيکر خونينی می انداخت که تا چند لحظه پييش به سختی ميکوشيد شيئی را در زير پيراهنش مخفی سازد....

می انديشيد :ارزش کدام بيشتر است ؟ جسد يا اين قرص نان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

/ 1 نظر / 12 بازدید
حسين

جالبه وبلاگ جالی داری مثل وبلاگای عاشقانه‌ی مسخرن نيست خوشحال می‌شم بهم سر بزنی